کاشته می شوم
ساعت ها کاشته می شوم
این کافی نیست که علف ها زیر ِ پایم به خنده ریسه برود/
بروم نشخوار اسب ها را بردارم از چرا/گاهی که دست بدهد.
خیابان برمی گردد با نگاه ِ کش دار مات است
همه کرکره ها پائین تر از همین دریا(ی ِ بغل ِ گوشم)
می پیچد به فرعی ِ راست ، چپم شناسائی رفت
کمی با موهایم زُل زدم به سیم آخر زدم
نمی دانم به کسی ربط دادم ...خبرم کنید
سیگارم را در گودی ِ چشم هایم گیراندم /گیر نَده
پیاده روها شبیه آمدن برای ِ نرفتن ته کشیدند
با پرسه ها رفتم بعدازظهر عکس بگیرم سه در چار
از پل ها می گذرم که خونم به گردن شان افتاد
با تکه ای از پارس ِ سگی که حرف داشت ریختیم روی هم .
می خورم به تیپ خودم از جلدم بیرون پرید
(دوان دوان همراه ساک ِ کوچکی در جنوبی ِ اسکله )
غُراب ِ قدیمی گِل بازی می کرد در آب
به روز ِِتی... وقت تمام شد .
. . ـــــــــــــــــــــــــــ .
رفتم بخوابم در دهان ِ کوسه.
(۱)
خیلی ساده نبود پیچیده نیز ؛
آمدی به شکل ِ تصنیفی که کسی بیاد ندارد
بر لب ِ من آنقدر شد که نخواندمت .
وقت کردی به زیبائی ِ خودت ابرهارا اضافه کن
پرده های ِ رنگ و رو رفته را برگردان
کمی بیشتر به این طرف
هوا را بگذار
از استنشاق ِ تو سبدی بردارد
که پُراز گندم و گنجشک باشد .
من حساب کرده ام با انگشتام
هر بار که هستی
پنجره ها فقط به تو تعلق می گیرد
و آسمان بین دو رنگین کمان
از ریخت می افتد پائین تر.
می شود ترتیبی بدهی رژ ها و گاهی هم سایه
امشب دست از سر ِ توت ها بردارند.
امشب باران می بارد
امشب ادامه ی مرا بده بروم
امشب به دور ِ کلماتت چرخ خواهم خورد
به اندازه ای که این لیوان را سر بکشم
از سر گیجه مرا برسان به جائی.
(۲) 
"هنوز کوچه مانده به عصر"
مانده به دریا
به ماسه بازی ها
که چند موج بالا بیاید بالاتر
و شروع ِ لک لک ها را بگذارد سر ِ جای ِ خودش
تا هرچه چشم که در ساحل قدم می زد
در حال و هوای ِ پر باز کردن باشد
در پرواز باشد.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
""نجوای معترضانه وکودکانه پسرکم برای زدن به کوچه ی بعد ازظهر شد آغاز این شعر.
