چند نفر به یک نفر؟
دستت را از روی ِ شانه ام بردار
هی خودت را در چشمم فرو می کنی که چه؟
از باران جلوتر رفنم که (به) ریشه بزنم /
بزنم جلوتر که به ریشه های ِ خودم نزدیکم .
آسمان از انگشتام به دریا یک وجب کمتر بود / نبود؟
سهمم را بالا نکش از ساعت سه دیر است .
به اندازه ی بارانداز ِ قدیمی متراکمم از همهمه ها مرجوع شد .
دست بالای ِ دست ِ من کوتاه از دخترکی که رَطَََب می چید .
عاشق شدم منظوری نداشتم ، می دانستی ؟
کسی چه می داند( حتمن کسی چه می داند)
خودم را جعل می کردم که به جهل ِ مرکب متهمم ،
مهم برداشت ِ موقت از این سکانس ِ ول معطل است
دل ات را بسپار به من سفر ِ قندهار می روم می روم
"خال ِ سیاه داری به قربانت شوم..." من نظر ِ ممتنع می دهم .
خون از دماغ ِ اچ آی وی برود / برود کشمیر را آزاد کند.
ورم ها بترکد ! شکم های ِ سوء هاضمه را بشمار افریقا !
رنگ ِ پوست ِ اتیوپی در ماراتن سیلاسی می دوید
(مگادیشو ریه اش را با کشتی های دوپهلو پُرو خالی نباید می کرد)
اگر به لرزه منتهی ام / تهی ام که توی ِ دلت تکان نخورد آب ؛
من با خلیج ِ فارس قلاب هایمان به هم گره ایم .
با آتش ِ بدون ِ دود حال کردم نادر ! ابراهیمی که در گلستان ، توئی .
همیشه زلال ِ پدرم که تا حرف های ِ ساده پائین می آمد
دوکلمه حرف ِ حساب بین ِ ما اتفاق افتاد (همین)
از پریدن من بالی باز نشد دست ها به هدر رفت / رفتم
این گناه کمی نیست(کمی نیست) ؛
ونگوک طرح هایش را طوری می زاید که من دزد به دنیا بیایم .
در ِ زندان ِ برازجان باز نشد قبل از میدان ِ آزادی .
یادت نیست اشک های ِ مرا در می آوردی پهلوان پنبه !
کمی وقت بگذار تا برسم به ارتفاع آلرژی دارم .
ظرفیت ام به همان طولی که عرضی ندارد ارباب !
حلقه ها را باید یک یکی رد کنم برای ِ دهن دره های ِ بعد.
عریضه بیاور که قاتقم از آرواره ی نهنگ ِ مرده به گِل نشست
لقمه ها را نیز به قاعده ی آروغت بگیرم / گرفتم.
دارم از خوشی از دست می روم .
از چشمت نیافتاده باشم .