|
عبدالحسین فخرائی
|

کمی از خودت برایم بردار
ـ از همان قاچ ِ شیرین که در کرمانشاه شتر دوکوهانه ست
و فرهاد هی بهانه بتراشد که چه! ـ
از فاصله ی امروز، سانتیمتر خیلی طولش داد
که فرضن یکی از حواس ِ پنجگانه نه !
روز از نو روزی از نو، لباس ِ وارونه بکَنَد از تن من
بخت ِ آیینه به درد چه می خورد رفیق !
بیشتر از شایدهای دُم دستی مهارش را آسان کرد
وقتش مرا از تردستی تو خرگوشی بیفتت از کلاه.
( المثنا المثنا سجل ِ عبدالحسینی ِ عاطل و باطل )
به جان برکف هست که برایم جنگ را فوت ِ آب می دهد
برادریم را سند ِ منگوله دار از یکردیف فشنگ " علی سُمَیل " تاریخ می زنم
در باورم این ظرفیت ِ فله ای هر چه که در بنادر ِ محوِ می شود
گفتم صبحانه ام را را با چنگیزی سرو می کنم کنار ِ سفره ی چارزانوی ِ عمروعاص
( بی ربطی هم برای من پدری دارد که مادرش نیست
ما که تیاتر یزید و الا یا ایها الساقی ... رفتیم ، وصله ای جور بود ؟ )
کجای کاری رفیق !
تحت اللفظ نصف النهار را بخشیدی به خواجه ی بغداد
و هر چه فرکانس روی ِ موج گوانتانامو رفت / برود
کاریش نمی شود
مال مال ِ سر ِ راهی که دارالایتام دنباله بود مثل سریالی که دو ریال ندارد زنگ بزند
خودت را گم و گور کن !
ـ لابلای سطور ِ زبان نفهم ـ
باقی اوقات
من مسئول ِ پارازیت ِ رادیوی ِ پِرچ پِِرچ
ـ یحتملن ـ
در دست رس نخواهی بود.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
موج ها
هوشنگ ملکی :
دایره، دایره، دایره
وقتی تداعی در یک دایره اتفاق می افتد،با یک متن ریاضت کش رو به رو می شویم که به بادامی ساخته است، دانسته - ندانسته پروانه می چرخد در دایره ای تنگ ، بر مدار یک لامپ 100در یک طواف ابدی سرگیجه آور. که شعر تو این دایره را شکسته است.
احضار کلمه از اقلیم های دور دست و بومی جغرافیای متن کردن و شکستن تمامی پلمپ ها و سرک کشیدن به فضاهای ممنوعه، آبی به زیر پوست شعر می دواند. که این شعر هم قصدی مشابه دارد.
اما گیر افتادن ذهن در دایره ی تداعی ها و تسلیم شدن به وسوسه ی اولین کلمه ای که چشمک می زند به هرزگی متن می انجامد .
بسامد بالای حضور یک تکنیک در شعر به دلزدگی مخاطب می انجامد . شیرینی خوب است اما شور شیرینی را درآوردن کار دیگری است.
اینکه میان سانتیمتر و اصطلاح طول دادن رابطه برقرا کنیم به خودی خود یک امکان شعری است. و یا ارتباط میان سریال و دو ریالی، اما این اسلنگ ها ی زبانی را شکار کردن و در توبره ریختن و خالی کردن در متن به بی اثر کردن کارکرد اولیه اش می انجامد.
شیرین دیگر از شکل ایهامی اش خسته است .
و ما دوباره داریم بهانه ای می تراشیم برای کشاندن پای فرهاد به متن.
کسی مجاز نیست پاسپورت یک شخصیت یا کلمه را برای حضور در متن باطل کند، صحبت از دعوت هزار هزار باره ی یک شخصیت است به برنامه هشتصد ساله_ گیریم که این مهمان جذاب باشد و هزار وجهی -.
خم شدن بر شعر فخرایی و چند جمله نوشتن ، همین.
میخوش ولی زاده :
خواندم ، زیبا بود در خور توجه...
تنوع زبان در شعرتان خوش ننشسته بود زیرا علاوه بر آن، ارجاعات خارج از متن به اسامی و اتفاقات تاریخی فضای شعر را اشباع کرده بود.
در هر حال شعرتان تلاش شاعرانه ی خوبی داشت .
سید محمد رضا هاشمی زاده :
وشعر سپیدی که روشنای شبهای بی چراغ خواهد بود
وتعبیرات ونواندیشه های ناب وناگفته های بی بدیل
بی ربطی هم برای من پدری دارد که مادرش نیست
وچه اندیشه های بی ربطی که در خیلی از ملاکها پدرومادر ندارند ویتیمند خیلی از گفته ها....وقلمبه سلمبه هی تو خالی.....
خودت را گم وگور کن
لابلای سطور..زبان نفهم..... واقعا تعابیر وتصاویری که به تنهایی بار صدها سطر اندیشه ناب را بدوش میکشد.....
ابوذر کردی :
مثل همیشه گیج افتاده درمیان اسلایدهای شعرت .
این بار با زبانی رکیک تر که از کرمانشاهش می آغازی و تا نصف النهاری به نام نکنی دست بردار شعر نیستی .
راه سختی انتخاب کرده ای که هیچ کس مسولیت پارازیت انداختنت را برعهده نمی گیرد.
زبان شعرت این بار متفاوت تر بود نسبت به بقیه پست هایت .
حسن سهولی :
تنوع گوناگون_ناهمگون بااتفاقات فوق نحوی وشکستن قواعدترکیب،تنه زدن به مفاهیم یکی بعدازدیگری تابرسی به مقصد دوباره برگردی گم شده ای وآدرست نمی دانی هیچ برگه ای هم نداری .این شاهکارهم ذهن خلاقی می خواهد.
نادر نظامی :
من به این شعرت احترام می گذارم . شعر پر دغدغه ای است با زبان خاص خودت .اگرچه صحبت از بازی واژه هاست ولی به نظر من ایرادی نیست بحث سه ریالی و دو ریالی چه اشکالی دارد مثل این است فرضن در شعری می گویند آخر کلمات به بسامد خ یا ج ختم می شود می گویند موسیقی شعر خوب شده ، حال ما در اینجا بجای موسیقی شعر گاه بازي كلمه ها را داريم كه حس زيبايي شناسي شعر را تقويت مي كند اگر دو ريالي و سريال در حين استقلال معني در كنار هم چيده شده ، خودش سبكي است . البته من در باره ميزان صحت اين سبك صاحب نظر نيستم ولي به نظر من در تداعي معني از معني بايد دقيق بود . اگر اين تداعي خوب انجام نشود ممكن است ارزش تداعي گاه به سياه بازي هاي سعدي افشار شباهت پيدا كند . به نظر من تداعي بايد با گرايش دقيق به معني در زمينه شعر كه كانون عاطفه شاعر است مد نظر قرار بگيرد . مثلن از فاصله ي امروز ، سانتيمتر خيلي طولش داد قشنگ است ولي جمله دوم را به نظر من كمي ثقيل شده است - از همان قاچ شيرين كه در كرمانشاه شتر دو كوهانه است - يك تداعي تعقيد يافته است كه در آن حس شاعرانه كمي كوچك مي شود . شما - هنداوانه - كرمانشاه - كوه بيستون - فرهاد و..... نمي دانم عبدالحسين عزيز ! به هرحال اين شعرتان را دوست داشتم چون حرف هاي خيلي قشنگي زدي كه در بطن امروز قرار دارد .تعهدتان را دوست دارم .
فاطیما روحی :
شعرت باتمام معنای بدیع و تازگی اشاحسان مهدیان :
این کارتان را خواندم و البته همان روزهای اول و همیشه رویکردهای زیبا و بکر در روند کار مشاهده می شود . این بار هم قند مکرر بود و ما هم درس به شما پس دادنمان مانند فرا گرفتنها همیشه تنبلانه است و این تنبلانه هم از آن کلماتیست که به قول مهندس مشفق « گردالی » هستند حالا فلسفه گردالی چیست باید خودشان شرح دهند !!رجب بذر افشان :
عمده ترين وجه اين كار كه برجسته شده و بچشم مي آيد، استفاده مفرط از زمينه هاي تاريخي - اسطوره اي و بينامنيت است. خلق موقعيت و كاركرد نو بواسطه ي عناصري كه خواننده نسبت به آن پيش ذهن دارد، اما به راوي - شاعر كمك مي كند تا حدودي پيش داشت ها را بشكند و در سايز و قواره جديد مطرح و ارائه نمايد.
محمود دهقانی :
خواندم ، زیبا بود در خور توجه...تنوع زبان در شعرتان خوش ننشسته بود زیرا علاوه بر آن، ارجاعات خارج از متن به اسامی و اتفاقات تاریخی فضای شعر را اشباع کرده بود.در هر حال شعرتان تلاش شاعرانه ی خوبی داشت .
رحمانی (شاهد) :
خصیصه ی اصلی شعر ساختار شکنی و به نوعی ایجاد منظم بی نظمی است - که در این امر موفق بوده ای - ترکیب ها و واژه ها را به اسارت گرفته ای و به داخواه خود اینجا و آنجا کشیده ای و این یک توانایی است چرا که واژه ها باید مطیع شاعر باشند اما گمان میکنم کمی به تعقید گراییده و ذهن مخاطب مکرر از مسیر منحرف و به سختی دوباره باز می گردد و امکان خستگی نزد مخاطب وجود دارد و میل و اشتیاق را کم می کند - تصاویر و ترکیب ها در تزاحم و تفاهم با یکدیگرند ودر شعر شما هم می توان خورشید و ماه را سال ها دور از هم دید و هم می توان هر دو را کنار هم و در میان ستاره ها دید.