|
عبدالحسین فخرائی
|
به استقبال تولد پسرم؛ محمد متین
کم کم از بام وبر ما بگذر
امشب از کوچه فردا بگذر
تو همان صبح خیال انگیزی
بازکن پنجره را یا بگذر
مثل همسایه من - باد شمال
شانه بر شانه دریا بگذر
سال ها ابر تورا می بارم
توبر این خسته مدارا بگذر
آه ای زمزمه ! بر لب ها در
آخرین روز مبادا بگذر
**
دوقدم فاصله درمن گم باد
دو قدم ازمن وتو تا... بگذر
اسفند ۸۱